خرید بک لینک
یک جماعت علاف دیشب هرهر توی کوچه میخندیدند و فوتبال بازی میکردند ایضا!! سویشرتم را انداختم تنم وزیپش را تا خرخره بالا کشیده و با جین ابی و تیشرت توسی ام تیپم را کامل نمودم... خوب که موهایم را شانه زدم کتانی هایم را پا کردم واز در زدم بیرون.. ا نصف راه را رفته بودم که دلشوره ی عجیبی وجودم را گرفت...اگر تحویلم نگیرند؟اگر بچه ننه صدایم کنند؟همان سوت قدیمی را بکار بستم که باعث شد نصفشان سیخ شده وبهم خیره شوند... بر خلاف انتظارم کلی ازم تحویل گرفتند:)) +مچ پام بدجور درد میکنه... کیست که بفهمد کبودی اش جگر سوز است؟!!

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:47

از بظاهر کم اهمیت ترین موضوعات گم شدن یکی از میله های بافتنیه... لامصب عواقب خانمان سوزی داره...

برچسب: نویسنده: حمید شمس تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:46

صفحه بندی